داستان شیطان و فرد نمازگزار !!


برای شما نیز شاید بارها اتفاق افتاده که قصد انجام کاری را داشته اید و هر بار اتفاقی روی داده که انجام آن کار را به تعویق انداخته و در آخر این جمله بر زبان جاری شده که لابد حکمتی در کار است و آن کار را رها ساخته اید. امید که آن عمل رها شده خیر نباشد چرا که رها کردن آن حکمتی جز ضعف ایمان ندارد.

عجله
نقل یک داستان

آورده اند که مردی صبح زود از خانه خارج شد تا نماز صبحش را به جماعت و در خانه خدا، مسجد بخواند. در راه مسجد، که هوا هنوز هم روشن نشده بود مرد زمین خورد و لباسهایش به دلیل بارانی که شب گذشته آمده بود گلی و کثیف شد. او بلند شد و به خانه برگشت.

نسیم جانبخش و روح افزایى به نام جذبه او را نوازش می‏دهد و چنین می‏یابد كه این نسیم مهرانگیز او را به جانبى میكشد، و به مقصدى سوق میدهد، این نسیم متمادى نبوده گاه و بی‏گاه می‏وزد. وَ انَّ لِرَبِّكُمْ فِى ایّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ ألا فَتَعَرَّضُوا لَهَا وَ لا تُعْرِضُوا عَنْهَا. پس موانع را کنار زده و آنها را یکی پس از دیگری پشت سر گذار و فرصت پیش آمده را غنیمت دان و در انجام کار خیر شتاب کن که در کار خیر حاجت هیچ استخاره روا نیست.

مریم پناهنده                   

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان