خلاصه درس هفتم

علم وشناخت مانند چراغی است که راه را نشان می دهداما داشتن این چراغ به تنهایی انگیزه ی لازم رابرای رفتن به آن راه را ایجاد نمی کند.ایمان برانگیزاننده ومحرک انسان به سوی عمل است.وحضرت علی(ع)می فرمایند:ایمان وعمل دو برادر همراه ودو دوست جدایی ناپذیرند.

جایگاه علم وشناخت عقل است ولی جایگاه ایمان  قلب است.قلب کانون وجود آدمی است اگر کسی را دوست داریم یا تنفری داریم مربوط به قلب ما است.اگر قلب به حقیقتی معتقد شود،شوق وحب نسبت به آن پیدا می کندوهمت انسان را به سوی آن برمی انگیزد ودراین حالت است که اطمینان وآرامش وجود آدمی را فرا میگیرد وحرکت به سوی عمل آغاز میشودوبا مفهوم ایمان سازگار می شود.

ایمان همان باور واعتقاد قلبی همراه با حب و دوستی به حق واطمینان واعتقاد است که شوق به سوی عمل را در انسان ایجاد می کند.

درست است که ما بایدابتدا خوبی ها را بشناسیم وبه آنها ایمان بیاوریم تا به عمل برسیم؛اما همین که عمل صالح  انجام دادیم ایمان وشناخت ما تقویت می شود؛بنا براین می توان گفت میان این سه(ایمان ،عمل صالح،شناخت)رابطه ی متقابل است وهر کدام دیگری را تقویت می کند.

پاسخ اندیشه وتحقیق صفحه72

الف-

1-چگونه ایمان بین شناخت وعمل رابطه ایجادمی کند؟شناختی که از یک کار خوب یا یک هدف بزرگ بدست می آوریم وقتی منجر به عمل خواهد شدکه شناخت به مرحله ایمان برسد.

2-بعد از اینکه زیان یک کار را فهمیدیم،قلب ما چه نقشی در ترک آن دارد؟قلب باید زیان آن را باور کندوبه دنبال آن نفرت به آن کار در آن ایجاد شودتا نفرت به آن کار ایجاد نشودترک کردن عمل کاری سخت خواهد بود.

ب-

ردیف

علم

ایمان

1

توانستن

خوب خواستن

2

زیبایی عقل واندیشه

زیبایی روح واحساس

3

سازگار کردن جهان با انسان

سازگار کردن انسان با خودش

4

ابزار و وسیله ی ساختن است

جهت ومقصد دادن است

5

انقلاب برون است

انقلاب درون است

سوالات درس هفتم

1-حقیقت ایمان چیست؟ ایمان همان باور واعتقاد قلبی همراه با حب و دوستی به حق واطمینان واعتقاد است که شوق به سوی عمل را در انسان ایجاد می کند.

2-چرا علاوه بر شناخت هدف ایمان به آن نیز لازم است؟علم وشناخت مانند چراغی است که راه را نشان می دهداما داشتن این چراغ به تنهایی انگیزه ی لازم رابرای رفتن به آن راه را ایجاد نمی کند.ایمان برانگیزاننده ومحرک انسان به سوی عمل است.وقتی هدف منجر به عمل می شود که شناخت به مرحله ایمان برسد.

3-چه تفاوتی میان «شناخت»و«ایمان»وجود دارد؟شناخت مربوط به ذهن است ومنجر به عمل نمی شودولی ایمان باعث می شود همین شناخت منجر به عمل شود. علم وشناخت مانند چراغی است که راه را نشان می دهداما داشتن این چراغ به تنهایی انگیزه ی لازم رابرای رفتن به آن راه را ایجاد نمی کند.ایمان برانگیزاننده ومحرک انسان به سوی عمل است.

4-جایگاه عقل و جایگاه قلب(براساس قرآن) کجاست؟ جایگاه علم وشناخت عقل است ولی جایگاه ایمان  قلب است.

5-زیبایی های قلب را نام ببرید.1-بینایی قلب برای مشاهده حقایق2-باز بودن قلب بر روی آنچه با تفکر بدست آمده3-سلامتی قلب از بیماری ها و گناهان4-توجه قلب به هدف های زیبای زندگی ویاد خدا

6-زشتی های قلب را نام ببرید.داشتن حالت انکار وتکبر در مقابل حقیقت2-سخت شدن قلب ونداشتن احساس در مقابل خوبی ها وزیبایی ها3-بسته شدن قلب بر روی حقایق وآنچه با تفکر بدست آمده4-غفلت از هدف های زیبای زندگی و یاد خدا

7-رابطه ی شناخت،ایمان و عمل را شرح دهید. درست است که ما بایدابتدا خوبی ها را بشناسیم وبه آنها ایمان بیاوریم تا به عمل برسیم؛اما همین که عمل صالح  انجام دادیم ایمان وشناخت ما تقویت می شود؛بنا براین می توان گفت میان این سه(ایمان ،عمل صالح،شناخت)رابطه ی متقابل است وهر کدام دیگری را تقویت می کند.