مهمان نوازی پیامبر

سلمان میگوید:به منزل پیامبر(ص)وارد شدم،متکایی را که خود حضرت از آن استفاده می کردپشت من قرار داد.جالب اینکه این عمل را نسبت به هر میهمانی انجام می داد.پیامبر برای میهمانان خودزیر انداز پهن می کردوهنگام غذا خوردن تا زمانی که میهمان مشغول خوردن غذا بود،ازسفره کنار نمی کشید.روزی برادران وخواهران رضاعی پیامبرهرکدام جداگانه خدمت پیامبر(ص)رسیدند. پیامبر نسبت به خواهر بیش از برادراحترام کرد،بعضی دلیل این تفاوت را پرسیدند،پیامبر(ص)فرمود: چون این خواهر احترام پدر ومادر خود را بهتر رعایت می کردمن هم نسبت به او علاقه ی زیاد تری دارم.گاهی مهمانان حضرت بعد ازصرف غذا ازخانه بیرون نمی رفتندومشغول گفتگو می شدند،ولی رسول خدا(ص)تحمل می کردتا آیه نازل شدکه هرگاه مهمان پیامبر شدیدپس از صرف غذا متفرق شوید،زیرا نشستن بی مورد شماسبب بازداشتن رسول خدا(ص)از کارهای فردی واجتماعی وسبب آزار ایشان می شود. «فاذا طعمتم فنتشروا ولامستانسین لحدیث»

پیامبر وبهداشت

پیامبر به نظافت بسیار اهمیت می داد.گاهی مسواک خود را پشت گوش می گذاشت که در دسترس باشد.روزی دید در گوشه مسجد آب دهان افتاده،فورا لیف خرمایی آورد ومسجد را تمیز کرد.درتابستان لباس های خود را در دیگ می جوشاند.موهای خود را شانه می کرد وعطر می زد.

امان دادن به دشمن

درسال هشتم هجری پیامبر اسلام(ص)ارتشی از مدینه بسیج نمودومکه را فتح کرد.بت ها را درهم کوبید،اما سخت ترین دشمنان خود را عفو نمود،حتی زن کافری را که با غذای مسموم،توطئه ی قتل رسول خدا(ص) را کشیده بود.یکی از سران بت پرست به نام صفوان که از قبیله ی بنی امیه بودبه شهر جده که در چند فرسخی مکه است فرار کرد،پیامبر(ص)عمامه خود را برای او فرستادتا با این نشانه درامان باشدوبه مکه وارد شود.صفوان از جده باز گشت وخدمت پامبر(ص) رسیدوگفت:دو ماه به من مهلت دهیدتافکر کنم. پامبر به او چهار ماه فرست داد.صفوان که در بعضی آمد ورفت ها همراه ودر کناررسول خدا(ص)قرار می گرفت جذب این مکتب ورهبر شد وبا اختیار اسلام را پذیرفت.در آیه ششم سوره توبه درباره امان دادن به دشمن وپناهندگی او سخن به میان آمده ودر فقه اسلامی نیز ضمن مباحث جهاد بحثی پیرامون امان دادن مصرح است که نقل آن در اینجا ضرورتی ندارد.

سیره پیامبر(ص)در پذیرش صلح

پیامبراسلام(ص)ازطرف خداوند مامور شدکه اگر دشمنان به صلح تمایل داشتنداونیز تمایل نشان بدهد.«وان جنحوا للسلم فانجنح لها» اسلام جنگ طلب نیست واز قدرت خود سوء استفاده نمی کندواز پیشنهاد صلح استفاده میکند،ولی باید مسلمانان در مرحله از قدرت باشندکه پیشنهاد صلح از سوی دشمن باشد.« وان جنحوا...»وقبول یا رد آن از اختیار رهبر است نه مردم.«فاجنح»ولی چون احتمال می رود پیشنهاد صلح صادقانه نباشد،نیاز بر توکل بر خداست«وتوکل علی الله»همان گونه که حضرت علی (ع) به مالک اشتر می نویسد:«لا تدفعن صلحا دعاک الیه عدوک ولکن الحذرالحذر من عدوک بعد صلحه فان العدو ربما قارب لیتغفل»صلح پیشنهادی دشمن رارد نکن،ولی پس از صلح هوشیار واز نیرنگ دشمن بر حذر باش،زیرا گاهی نزدیکی دشمن برای غافلگیر کردن است.

منابع ومآخذ:حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی،سیره پیامبر،قم،دفتر نظارت وبازرسی انتخابات استان قم،اسفند1385،اسوه، صفحات 59،60،95،96